خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست شستن ز بقا آب حیات است تراخط کشیدن به جهان خط نجات است ترا
۲
برگ از خویش بیفشان، ز ثمر دست بشویای که چون بید تمنای نبات است ترا
۳
در جوانی به طواف حرم کعبه شدنشحنه باقی ایام حیات است ترا
۴
گرچه از خوشه پروین گذرد خرمن توهمچنان از دگران چشم زکات است ترا
صفحهٔ ۱ از ۲