خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟بوسه تاراج کنم زان لب می نوش ترا
۲
از پر و بال پریزاد خوش آیندترستجلوه زلف پریشان به بر و دوش ترا
۳
لب میگون نتوانست ترا کردن مستنیست ممکن می لعلی برد از هوش ترا
۴
خواهد از چشمه خورشید برآوردن گردگر چنین خط دمد از صبح بناگوش ترا
صفحهٔ ۱ از ۲