خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود رابر هوا پای بنه، تخت روان کن خود را
۲
می کند کار لب نان، لب افسوس اینجالب بگز، فارغ از اندیشه نان کن خود را
۳
گوهر آبله در راه طلب ریخته استقدمی پیش نه، از دیده وران کن خود را
۴
بر جوانی مخور افسوس در انجام حیاتباده کهنه به دست آر و جوان کن خود را
صفحهٔ ۱ از ۳