خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش راخار و خس بستر سنجاب بود آتش را
۲
بهره از عمر بود تیره روانان را بیشزودتر جذب کند خاک می بی غش را
۳
خوابش از بستر بیگانه پریشان نشودهر که در زندگی از خاک کند مفرش را
۴
چشم بر شست تو دارند غزالان حرمخالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را
صفحهٔ ۱ از ۲