خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش راپردگی ساخت شب دل سیه این آتش را
۲
چون برآید نفس از سوختگان در بزمیکه نمک سرمه آواز شود آتش را؟
۳
زاهد خشک برآورد مرا از مشربچون سفالی که کند جذب، می بی غش را
۴
آه در سینه من محنت پیری نگذاشتکه کمان دل تهی از تیر کند ترکش را
صفحهٔ ۱ از ۳