شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به حدی است لطافت رخ پرتابش راکه عرق داغ کند لاله سیرابش را
۲
تا به دامان قیامت نشود چشمش خشکیک نظر هر که ببیند گل سیرابش را
۳
وحشت از صحبت مجنون نکند چشم غزالمی توان یافت گرفته است رگ خوابش را
۴
گر فتد راه به دریای دلم طوفان راحلقه گوش کند حلقه گردابش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth