خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون خم از کوی مغان پای سفر نیست مراگر شوم آب، ازین خاک گذر نیست مرا
۲
خاکساری است مرا روشنی دیده و دلشکوه از گرد یتیمی چو گهر نیست مرا
۳
سنگ طفلان چه کند با دل دیوانه من؟کبک مستم، غمی از کوه و کمر نیست مرا
۴
می توان کرد به تسلیم شکر حنظل رانتوان تلخ نشستن که شکر نیست مرا
صفحهٔ ۱ از ۲