خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل مقید به شکرزار هوس نیست مرارشته حرص به پا همچو مگس نیست مرا
۲
خواهم از عالم بالا چو صدف روزی خویشچون نگین چشم به دست همه کس نیست مرا
۳
بر دلم باری اگر هست ز فارغبالی استگله از دام و شکایت ز قفس نیست مرا
۴
عشق پاک است درین قافله جنسی که مراستبیمی از هرزه درایان جرس نیست مرا
صفحهٔ ۱ از ۳