خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بیابان طلب، راهبری نیست مراسر پرواز به باد دگری نیست مرا
۲
آن نفس باخته غواص جگرسوخته امکه به جز آبله دل گهری نیست مرا
۳
روزگاری است که با ریگ روان همسفرممی روم راه و ز منزل خبری نیست مرا
۴
می زنم بال به هم تا فتد آتش در مناز دل سنگ امید شرری نیست مرا
صفحهٔ ۱ از ۳