شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که سوز جگر و دیده تر داد مراهمچو شمع از تن خود زاد سفر داد مرا
۲
قطع پیوند ازین سبز چمن مشکل بودخجلت بی ثمری برگ سفر داد مرا
۳
عشق روزی که رسانید مرا خانه به آبچشم تر غوطه به دریای گهر داد مرا
۴
چون به فریاد من آن سرو خرامان نرسیدزین چه حاصل که چو گل زر به سپر داد مرا؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth