خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخل قد تو هم آغوش بلا کرد مراهوس زلف تو همدست صبا کرد مرا
۲
خاک در دیده مقراض جدایی بادا!که ازان حاشیه بزم جدا کرد مرا
۳
عکس من خاک به چشم آینه را می پاشیدپرتو روی تو آیینه نما کرد مرا
۴
بعد عمری که فلک بر سر انصاف آمدهمچو یوسف به لب چاه بها کرد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲