خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کند وقت خوش از عمر برومند مراخونی وقت، بود خونی فرزند مرا
۲
نخل تنهایی من میوه فراوان داردنیست چون بی ثمران حاجت پیوند مرا
۳
بحر و کان در نظرم چشم ترست و لب خشکرفته تا پای به گنج از دل خرسند مرا
۴
تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان استزهرچشم است گوارا چو شکرخند مرا
صفحهٔ ۱ از ۳