خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرابا چنان هوش ربایی چه کند هوش مرا؟
۲
گر بدانی چه قدر تشنه دیدار توامخواهی آمد عرق آلود به آغوش مرا
۳
شور عشق و نمک حسن گلو سوزم مننیست ممکن که توان کرد فراموش مرا
۴
نه چنان گرم شد از آتش گل سینه منکه دم سرد خزان افکند از جوش مرا
صفحهٔ ۱ از ۲