شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می پرد چشم به خال لب جانانه مراحرص چون دام فزون می شود از دانه مرا
۲
ابر را تشنه دریا، گهرافشانی کردحرص می بیش شد از گریه مستانه مرا
۳
می شود وحشت مجنون ز غزالان افزونکرد بیگانه ز خود معنی بیگانه مرا
۴
تشنه گوهر سیراب، صدف را چه کند؟دل تسلی نشد از کعبه و بتخانه مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth