شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجاستاره سوخته ای نیست جز سپند آنجا
۲
اسیر بوالعجبی های وادی عشقمکه صید دام نهد در ره کمند آنجا
۳
به کشوری که شکر خنده ات گشاید باردگر سفید نگردد ز شرم قند آنجا
۴
(به خنده لب مگشا پیش قهرمان فلککه خون خورد ز شفق صبح هرزه خند آنجا)
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth