خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گداخت دیدن آن روی بی نقاب مراچو نخل موم، نمی سازد آفتاب مرا
۲
جنون به بادیه پرورده چون سراب مراسواد شهر بود آیه عذاب مرا
۳
چو ماه نو به تواضع ز خاک می گذرماگر سپهر دهد بوسه بر رکاب مرا
۴
ز پنبه سر مینا به حلقم آب چکاننمی رود به گلو آب، بی شراب مرا
صفحهٔ ۱ از ۳