خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خنده ای بنواز این دل خراب مرابه شور حشر نمکسود کن کباب مرا
۲
خدا جزا دهد آن ابر بی مروت را!که سد راه دمیدن شد آفتاب مرا
۳
دلم ز شکوه خونین پرست، می ترسمکه زور می، شکند شیشه شراب مرا
۴
ترا که دست و دلی هست قطره ای بفشانکه چون گهر به گره بسته اند آب مرا
صفحهٔ ۱ از ۴