شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرفتگی دل از چشمِ روشن است مراگره به رشته ز پیوندِ سوزن است مرا
۲
جنونِ دَوریِ من بیش می‌شود از سنگدرین ستمکده حالِ فَلاخَن است مرا
۳
درازدستیِ سودای من نه امروزی استچو گل همیشه گریبان به دامن است مرا
۴
کجا فریب دهد نقش، مرغِ زیرک را؟نظر ز خانهٔ رنگین به روزن است مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth