شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟بریده ام ز جهان، با ثمر چه کار مرا؟
۲
درین جهان به مرادی کز آن جهان طلبندرسیده ام، به جهان دگر چه کار مرا؟
۳
چو خاک شد شکرستان به مور قانع منبه تنگ گیری شهد و شکر چه کار مرا؟
۴
بود ز گریه خود فتح باب من چون تاکبه ابرهای پریشان سفر چه کار مرا؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth