شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی توان ز سخن ساختن خموش مراکه چون صدف ز دهان است رزق گوش مرا
۲
اگر چه صحبت من غم زداست همچو شراببه روی تلخ، حریفان کنند نوش مرا
۳
ز آفتاب بود روشناییم چون لعلنمی توان به نفس ساختن خموش مرا
۴
مرا ز کوی خرابات پای رفتن نیستمگر به خانه برد محتسب به دوش مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth