شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاک و خون نکشد خصمیِ زمانه مراکه تیرِ کج گذرد راست از نشانه مرا
۲
درین ریاض من آن بلبلِ زمین‌گیرمکه نیست جز گرهِ بالِ خویش دانه مرا
۳
کجاست حلقهٔ دامیّ و گوشهٔ قفسی؟که مار شد خس و خاشاک آشیانه مرا
۴
بلاست خوابِ پریشان دراز چون گرددچه دلخوشی بود از عمرِ جاودانه مرا؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth