خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
احاطه کرد خط آن آفتاب تابان راگرفت خیل پری در میان سلیمان را
۲
شکار هاله بود ماه و آن خط مشکینبه دام هاله کشید آفتاب تابان را
۳
تن لطیف ترا عطر، خار پیرهن استبه بوی گل مگشا چاک آن گریبان را
۴
مشو ز حال دل ای یار تازه خط غافلکه نیست جز دل ما شمعی این شبستان را
صفحهٔ ۱ از ۳