خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار شد که ببندند در گلستان راشکوفه پنبه شود گوش باغبانان را
۲
هزار بار فزون شمع آسیا کرده استغبار خاطر من آفتاب تابان را
۳
حباب نیست، که از شرم لعل سیرابشعرق به جبهه نشسته است آب حیوان را
۴
ز ماهتاب بناگوش یار می آیدکه شیر مست کند ریگ این بیابان را
صفحهٔ ۱ از ۲