خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبت به خون جگر شسته روی مرجان راخط تو ساخته خس پوش، آب حیوان را
۲
لب عقیق به دندان گرفته است سهیلز دور دیده مگر سیب آن زنخدان را؟
۳
به آستین، سر اشکم فرو نمی آیدکفن ز اطلس خون بس بود شهیدان را
۴
بشوی نقش وطن را به رود نیل از دلکه نیست آب مروت به چشم، اخوان را
صفحهٔ ۱ از ۲