شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز هوش برد چنان حیرت تو گلشن راکه سبز کرد خموشی زبان سوسن را
۲
کسی ز قید خزان و بهار شد آزادکه همچو سرو ازین باغ چید دامن را
۳
نظر ز روی تو خورشید برنمی داردکه نیست خیرگی از مهر، چشم روزن را
۴
ز قید چرخ ترا عشق می کند آزادکه رستم آرد بیرون ز چاه بیژن را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth