شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ماپلی است آن طرف آب، قامت خم ما
۲
ز اشک ما جگر تشنه ای نشد سیرابنصیب سوخته جانی نگشت زمزم ما
۳
اسیر نفس و هوا ماند دل، هزار افسوسبه دست دیو برآورد زنگ، خاتم ما
۴
سری ز روزن خورشید برنیاوردیمبه رنگ و بوی جهان محو گشت شبنم ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth