خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ راه ندارد به بزم روشن ماز ماهتاب گل افتد به چشم روزن ما
۲
به شوربختی ما نیست چشمه زمزمچو کعبه بخت سیه، جامه ای است بر تن ما
۳
چگونه عذر توانیم خواست از صیاد؟قفس شده است چو ماتم سرا ز شیون ما
۴
نشسته بر تن ما لاغری چو نقش حصیرشکستگی نرود از قلمرو تن ما
صفحهٔ ۱ از ۳