خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می می کند خیال تنک ظرف آب راویرانه سیل می شمرد ماهتاب را
۲
دل می تپد به خون ز تمنای خویشتنبر سیخ می کشد رگ خامی کباب را
۳
مجنون کمند طره لیلی کند خیالبر روی دشت، جلوه موج سراب را
۴
دلمرده ای که سر به گریبان خواب بردکافور ساخت یاسمن ماهتاب را
صفحهٔ ۱ از ۴