شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وادید کرده است به من تلخ، دید رادر رجعت است عادت اعداد، عید را
۲
بر گوش و لب ستم نتوان کرد بیش ازینمسدود می کنم ره گفت و شنید را
۳
صبح وصال می شمرد قدردان عشقدر راه انتظار تو، چشم سفید را
۴
گلگونه شفق رخ خورشید را بس استحاجت به شمع نیست مزار شهید را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth