شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانسته ام غرور خریدار خویش راخود همچو زلف می شکنم کار خویش را
۲
هر گوهری که راحت بی قیمتی شناختشد آب سرد، گرمی بازار خویش را
۳
در زیر بار منت پرتو نمی رویمدانسته ایم قدر شب تار خویش را
۴
زندان بود به مردم بیدار، مهد خاکدر خواب کن دو دیده بیدار خویش را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth