خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست از زوال نعل در آتش کمال راشد بوته گداز، تمامی هلال را
۲
از چشم زخم، مهد امان است لاغریداغ کلف به چهره نباشد هلال را
۳
از عذر لب ببند که در شستن گناهدست دگر بود عرق انفعال را
۴
چون توتیا به دیده خود جای می دهنددلهای دردمند، غبار ملال را
صفحهٔ ۱ از ۳