خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابروی او نرفت ز مد نظر مرادر زیر تیغ، زندگی آمد بسر مرا
۲
دارم چو شمع گردنی از موم نرمترتیغ برهنه است نسیم سحر مرا
۳
زخم زبان مرا نتواند گرفته ساختدل وا شود چو آبله از نیشتر مرا
۴
بر رشته گسسته عمر سبک عنانباشد خطر چو سبحه ز صد رهگذر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲