شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرگشته ساخت خالِ دلارای او مراپرگار کرد نقطهٔ سودای او مرا
۲
هر پاره داشت از دلِ من عالم دگرشیرازه کرد زلفِ دلارای او مرا
۳
گشتم تمام چشم و همان چشم بسته‌امحیرت فزود بس که تماشای او مرا
۴
می‌بود کاش دردِ گرفتاریم یکیپیوندِ دیگرست به هر جای او مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth