خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه راسنگ است در بغل می پر زور شیشه را
۲
چشم بد ستاره به عاشق چه می کند؟از کرم شب فروز چه غم شیر بیشه را؟
۳
در ساز با خزان حوادث که همچو سروبار دل است میوه بهار همیشه را
۴
پیران شکار طول امل زود می شونددر خاک نرم، حکم روان است ریشه را
صفحهٔ ۱ از ۲