خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دایم ز نازکی است دل افگار شیشه راخون می چکد مدام ز گفتار شیشه را
۲
یادآور از خمار گلوگیر صبحگاهخالی مکن ز باده به یکبار شیشه را
۳
هر چند خوشگوار بود باده غرورزین می فزون ز سنگ نگه دار شیشه را
۴
از خنده صلح کن به تبسم که می شودقالب تهی ز خنده بسیار شیشه را
صفحهٔ ۱ از ۵