شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روشن ز داغ های نهان ساز سینه رااز پشت، رو شناس کن این آبگینه را
۲
یک دم بود گرفتگی ماه و آفتابروشن گهر به دل ندهد جای کینه را
۳
دارد ترا همیشه معذب فشار قبراز گرد کینه تا نکنی پاک سینه را
۴
بی آه سرد دل به مقامی نمی رسدموج خطر بود پر و بال این سفینه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth