خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آماده است از دل پر خون شراب مادر آتش است از جگر خود کباب ما
۲
هر چند زیر تیغ حوادث نشسته ایمچون جوهر آرمیده بود پیچ و تاب ما
۳
ما از خیال یار پریخانه گشته ایمیوسف خجل شود چو درآید به خواب ما
۴
شرمی که ما ازان گل رخسار دیده ایممشکل که بی نقاب درآید به خواب ما
صفحهٔ ۱ از ۴