شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نان و آب نیست بقا و ثبات ماباشد ز درد و داغ محبت حیات ما
۲
یارب نصیب سوخته جانان عشق کنته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما
۳
از سعی، راه عشق به پایان نمی رسددر ترک کوشش است طریق نجات ما
۴
در دل هزار عقده ز افلاک داشتیمحل شد به یک پیاله می مشکلات ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth