شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رحمت گرفته روی ز گرد گناه ماآیینه تیره روز ز روی سیاه ما
۲
هر قطره ای که در صدف ابر رحمت استچون مهره گل است ز گرد گناه ما
۳
بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمعشد مایه زیادتی اشک و آه ما
۴
ما چون حباب، تشنه محویم ازین محیطسهل است موج اگر برباید کلاه ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth