خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رزق ملایک است نوای رسای ماچون می شود بلند نگردد نوای ما؟
۲
با آن که عمرهاست ازان بزم رفته ایمبتوان سپند سوخت ز گرمی به جای ما
۳
بر دل هزار نشتر الماس می خوریمخاری اگر شکسته شود زیر پای ما
۴
لرزد چنان که بر گهر خویش جوهریبر آبروی فقر و قناعت گدای ما
صفحهٔ ۱ از ۳