خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد خزان و تر نشد از می گلوی مارنگی درین بهار نیامد به روی ما
۲
چون موجه سراب اسیر کشاکشیمهر چند متصل به محیط است جوی ما
۳
باد مراد کشتی ما زور باده استبر دوش خلق بار نگردد سبوی ما
۴
دریا به سعی، گرد یتیمی ز ما نبردآب گهر چگونه دهد شستشوی ما؟
صفحهٔ ۱ از ۳