خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دستی که شد به گردش پیمانه آشنادیگر نشد به سبحه صد دانه آشنا
۲
میزان عدل میل به یک سو نمی کندعارف بود به کعبه و بتخانه آشنا
۳
بر نقطه دل است چو پرگار سیر مناین مرغ قانع است به یک دانه آشنا
۴
هر جا شراب هست، غم آشنا مخوربیگانه می شود به دو پیمانه آشنا
صفحهٔ ۱ از ۵