شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا سوخت به داغ تو محبت جگرم راگلهای چمن آینه کردند پرم را
۲
از موج حلاوت دل مرغان چمن سوختهر چند فشاندند به خامی ثمرم را
۳
آن در یتیمم که درین قلزم خونخواراز موج خطر شانه بود موی سرم را
۴
بوی جگر سوخته زد خیمه به صحراتا شوق برون داد ز خارا شررم را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth