شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خلق خبر نیست ز خود بی خبران رابا قافله کاری نبود فرد روان را
۲
آسودگی و درد طلب آتش و آب استمنزل نبود قافله ریگ روان را
۳
دل سرد چو گردید ز دنیا، نشود بندحاجت به محرک نبود برگ خزان را
۴
ای جذبه توفیق، به همت مددی کنشاید که به منزل برم این بار گران را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth