شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گمراه کند غفلت من راهبران راچون خواب، زمین گیر کند همسفران را
۲
بی بهره ز معشوق بود عاشق محجوبروزی ز دل خویش بود بی جگران را
۳
در کوه و کمر از ره باریک خطرهاستزنهار به دنبال مرو خوش کمران را
۴
چون صبح مدر پرده شب را که مکافاتدر خون جگر غوطه دهد پرده دران را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth