خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نبض شناس رگ جانیم جهان راآیینه اسرار نهانیم جهان را
۲
پوشیده و پیداست ز ما راز دو عالمهم آینه، هم آینه دانیم جهان را
۳
هنگام خموشی گره گوهر اسراردر وقت سخن تیغ زبانیم جهان را
۴
از سینه پر داغ، بهار جگر خاکاز چهره بی رنگ خزانیم جهان را
صفحهٔ ۱ از ۴