شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلگیر کند غنچه من صبح وطن رادر خاک کند کلفت من سرو چمن را
۲
یوسف نه متاعی است که در چاه بمانداز دیده بدخواه چه پرواست سخن را؟
۳
از داغ ملامت جگر ما نهراسداز چشم سهیل است چه اندیشه یمن را؟
۴
زودا که شود برگ نشاطش کف افسوسباغی که دهد راه سخن زاغ و زغن را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth