خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خار و خس بحر ثنای تو سخنهاگنجینه گوهر ز مدیح تو دهنها
۲
یک بار بر این نه چمن سبز گذشتیسر در پی بوی تو نهادند چمنها
۳
ما و سر آن زلف و پریشانی غربتگرد سر این شام بود صبح وطنها
۴
از نقطه توان راه به مضمون سخن بردغول ره ما گشت درازی سخنها
صفحهٔ ۱ از ۲