خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کس که داد پیوند با کاه کهربا راخواهد به هم رسانید جانهای آشنا را
۲
دامان رهروان را زخم زبان نگیرداز خار ره پر و بال افزون شود صبا را
۳
چون سنگ سرمه خاکش پیرایه نظرهاستچشمی که یک نظر دید آن چشم سرمه سا را
۴
تعظیم خاکساران روشنگر وجودستزان جا دهند مردم در چشم توتیا را
صفحهٔ ۱ از ۳