خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟تن بوته گدازست تا سر بجاست ما را
۲
راه سلوک ما را از خار می کند پاکاین آتشی که از شوق در زیر پاست ما را
۳
از آشنای بسیار شادند اگر دگرهاشادیم کز دو عالم یک آشناست ما را
۴
داریم بس که وحشت از دوستان رسمیهر رنجشی که بیجاست لطف بجاست ما را
صفحهٔ ۱ از ۴